تاريخچه طبيعي ترانس سكسواليته:

 از آنجاييكه نقش تولد بخشي از طبيعت است نمي توان پذيرفت كه عصري از زندگي بشر بدون ترانس سكسواليته باشد. برخي سر نخ ها حاكي از وجود اين مسئله در عصر سنگ مي باشد حتي در جنگل ها ي بالايي آمريكاي جنوبي موجود مي باشد. در اين مناطق به اين افراد احترام قايل مي شوند و آنها را به عنوان جادوگر، همنشين خدايان و ار...واح نام برده مي شدند. […]
براي اولين بار در سال 1930 در آلمان انجام شد و اينار وگنر Einar Wegener تقاضاي عمل جراحي كرد و از آن پس با عنوان Lily Elbe زندگي كرد. در آمريكا نيز جرج جرجنسون در سال 1953 مورد عمل قرار گرفت و به عنوان كريستين جرجنسون زندگي كرد و اولين ترانس سكسوئل فيلم هاليوود گرديد. و اولين كسي كه نگاه علمي به اين مسله پرداخت دكتر هري بنجامين بود كه در سال 1966 تحت عنوان پديده ترانس سكسوالته در كتابش چاپ كرد.

در ايران مريم خاتون ملك آرا اولين كسي بود كه موفق شد در سال 1365 با امام خميني (ره) ملاقات كرد و با نامه ايشان كه محتوي صدور فتوا جهت تغيير جنسيت (ترانس سكسوال ها) با تاييد پزشكي بود به پزشكي قانوني مراجعه كرد و همانجا اولين مجوز تغيير جنسيت از سوي پزشكي قانوني در جمهوري اسلامي ايران صادر شد. خانم مريم خاتون ملك آرا قبل از عمل جراحي فريدون نام داشت. و در سال 1354 نامه اي به امام خميني (ره) كه در نجف بودند نوشت كه امام رحمـة الله به اين گونه پاسخ دادند: تغيير جنسيت بلامانع است و بعد از عمل تكليف يك زن بر شما واجب است: از سال 1365 در كشور ايران كلينيك ها اقدام به عمل جراحي نمودند كه تا كنون نيز ادامه دارد.
در حال حاضر در سازمان بهزيستي كشور واحدي بنام اداره آسيب ديدگان اجتماعي بهزيستي كشور مسئوليت رسيدگي به اين بيماران را به عهده دارد.
ــ سال 54 به نجف نامه نوشته شد.
ــ سال 65 فتوا صادر شد. يك هفته بعد عمل جراحي شروع شد.
ــ قبل از انقلاب نيز 1 - 2 مورد بوده كه موفق نبودند و از طرف دولت وقت جلوگيري شد

ترانس سكسواليته

ترانس سكسواليته كه اختلال هويت جنسي نيز ناميده مي شود را مي توان به شكلي از مرز بين جنسيت حقيقي و هويت جنسي تعبير كرد.يك
ترانس سكسوال فردي است كه ساختارهاي جنسيتي مغز كه مشخص كننده هويت جنسي
اوست، كاملا با اندام هاي جنسي او مغايرت دارد و بطور ساده مي توان گفت كه
اين فرد در دام جنسيت مخالف با مغز خود مي باشد.هويت جنسي و جنسيت دو چيز مجزا مي باشند. جنسيت شكل ظاهري است در حاليكه هويت جنسي و مركزيت آن را بايد در مغز جستجو كرد. در نتيجه، يك ترانس سكسوئل با كليه مشخصات تكامل يافته يك جنس به دنيا مي آيد ولي با اين وجود از سنين كم و حتي سنين قبل از مدرسه دچار آشفتگي هويت جنسي مي گردد و از همان سنين به شرايط خود پي مي برد.
اين اختلال در تمام جوامع وجود دارد و شيوع آن حسب آمارهاي مجامع علمي از يك در سي هزار تا يك درصد هزار نفر جمعيت متفاوت است. شيوع آن در جنس مذكر بيشتر است و هنوز علت واحدي براي بروز آن مشخص نشده است.




...آنچه بديهي است اين كه غالبا اختلال در سنين كودكي وجود دارد و رفتارهاي مغاير با جنسيت بيولوژيك توسط اطرافيان قابل تشخيص است. اين افراد غالبا بعد از رسيدن به سن بلوغ دچار مشكلات بيشتري مي شوند، سنيني كه احساس هويت و داشتن نقش مردانه يا زنانه اهميت زيادي مي يابد. برخي از اين افراد در صدد چاره جويي برآمده و به پزشك مراجعه مي كنند و عده اي ديگر ناخواسته به انحراف كشيده مي شوند، برخي دچار اختلالات رواني ديگر (به ويژه افسردگي) شده و سرانجام عده اي بدون اين كه شناخت اندكي از مشكل خود بيابند سال هاي عمر خود را با تشويش و نارضايتي هويتي سپري مي كنند. متاسفانه، به دليل ناكارآمدي درمانهاي روان شناختي، براي افراد مبتلا به اين اختلال از نظر درماني سرنوشت متفاوتي رقم مي خورد و در بعضي موارد سوء استفاده هايي نيز از اين افراد صورت مي گيرد.

در ظرف سال هاي گذشته، برخوردهاي متفاوتي با اين بيماران شده و حتي عده اي از آنان بدون اين كه ارزيابي روانشناختي شده باشند زير تيغ جراحي رفته اند. پيامد بي توجهي به اين افراد، آشفتگي در روابط آنان با خانواده و جامعه است و با وجود اين كه تعداد اين بيماران در كل جمعيت زياد نيست ولي هنوز هر فرد مبتلا به اختلال هويت جنسي، تعداد زيادي از افراد پيرامون خود را تحت تاثير قرار مي دهد.

منصور، ترانسکسوال ایرانی، از مشکلات ترنس ها در ایران می گوید

فرزان فرامرزی: اقلیت های جنسی، گروهی دیگر از شهروندان ایرانی هستند که در سال‌های اخیر بسیار مورد آزار و اذیت حکومت اسلامی ایران قرار گرفته اند.

منصور متولد ۱۳۵۶ که می‌گوید یک ترانسکسوال F to M است و تعریف می‌کند که F to M یعنی زن به مرد. وی عمل جراحی تغییر جنسیت را حدودا هشت ماه پیش انجام داده است. او از مشکلات  ترانسکسوال ها، برای خانه حقوق  بشر ایمی خواهم از شما بپرسم که منظور از ترانسکسوال چیست؟ و آیا تصور غالبی که ترنسکسوال را دوجنسه می دانند صحیح است؟

خب قبل از هرچیزی من این را بگویم که این کلمه ترنسکسوال را بطور مخفف “ترنس” یا “تی.اس” هم می گویند و این قضیه کاملا با قضیه دوجنسه بودن فرق می کند. دوجنسه فردی هست که جسمش هر دو جنسیت را دارد، اختلال هرمونی یا کروموزومی دارد، ولی یک فرد ترنس قبل از عمل جراحی دارای جسمی کاملا

مثلا من قبل از عمل جسم مونث داشتم، نه مشکل هورمونی داشتم نه مشکل کروموزم و در عین حال از نظر روحی و روانی کاملا سالم هستم، تنها مشکل ما ترنس ها این است که جسم و روح ما از نظر جنسیتی با هم در تضاد هست. شاید باور این موضوع برای خیلی ها سخت باشد، ولی واقعیت این هست که جنسیت جسم ما برای مثال اگر مونث باشد، از نظر روحی جنسیتی مردانه داریم.

دیگران که جسم ما را می بینند توقع دارند که ما بر حسب جسممان رفتار و در جامعه و خانواده ایفای نقش کنیم. در حالی که من بعنوان یک ترنس “اف تو ام”، همه خواسته ها، تمایلات و غرائزم و نوع نگرش من نسبت به مسائل کاملا مردانه بوده و هست و این باعث می شود از همان بچگی ما دچار مشکل باشم و راه درمان ما ترنس ها هم تغییر جنسیت هست.

متاسفانه مردم همین که می شنوند که کسی تغییر جنسیت داده، فکر می کنند که یک دختر پسر شده یا یک پسر دختر شده، در حالی که فقط یک ترنس این عمل جراحی را انجام میدهد و آن هم صرفا برای بدست آوردن هویتش هست. درواقع این عمل برای من تنها در حکم مرد شدن نیست، بلکه بدست آوردن هویت من است. هویتی که از ابتدا مرد بود و هست و خواهد بود. من فقط جسمم را تغییر دادم و درواقع جسمم را با مرد بودنم، از نظر روحی و ذهنی، یکی کردم؛ این معنای ترنس هست. در مورد نگاه مردم و نگاه قانون به یک ترنس برای ما توضیح دهید. نگاه متقابل شما بعنوان یک ترنس و انتظار شما از مردم و قانون چیست؟

متاسفانه در جامعه ما در مورد اقلیت های جنسی اطلاعات زیادی نیست و اجازه داده نمی شود که در این موارد، ترنس و تغییر جنسیت، اطلاع رسانی بشود، به همین دلیل مردم با ما برخورد خوبی ندارند و فکر می کنند که ما افراد فاسدی هستیم که از روی هوس این کار را انجام می دهیم. یا اینکه فکر می کنند ما در کار خدا دخالت می کنیم. در حالی که اینطور نیست. اگر اطلاع رسانی شود، مردم ما این پناسیل را دارند که این مسئله برایشان جا بیوفتد، ولی متاسفانه هنوز با این موضوع بشدت برخورد می کنند.

حتی اشخاصی که تحصیلات بالایی دارند، به لباس پوشیدن ما به مدل مویی که داریم به رفتاری که داریم، به نشستن و حتی راه رفتن ما ایراد می گیرند طوری که قبل از عمل ما اعتماد بنفس نداریم و در هیچ جمعی نمی توانیم وارد بشویم. ما را با انگشت به هم نشان میدهند و حرف های بی ربط می زنند. در مدرسه، دانشگاه و خیابان و هرجایی که فکرش را بکنید ما این مشکلات را داریم.

قبل از عمل وقتی که به من می گفتند “خانم” من ناخودآگاه عصبانی می شدم. می گویند که آقای خمینی در این مورد فتوا داده برای این نوع عمل، حتی سعی می کنند که این فتوا را توجیه کنند. می گویند که آن فتوا برای افراد دوجنسه هست نه برای شما که جسم سالمی دارید! اینها مشکلاتی هست که از طرف جامعه داریم و خیلی زیاده.

اما مشکلاتی که از طرف دولت داریم، همانطور که می دانید دولت بابت این عمل با انجام یک سری جلسات مشاوره و مراحل قانونی مجوز صادر می کند، اما متاسفانه در این مرحله ما خیلی مشکلات داریم. ما ترنس ها تحت پوشش بهزیستی هستیم و دولت هزینه عمل جراحی را بطور کامل نمی دهد. این هزینه اندک را هم با کلی رفت و آمد و مکافات و بعد از چندسال می دهد.

کسانی هستند که مجوز دارند اما سه سال در نوبت بهزیستی هستند که پول عمل را بگیرند. همه ترنس ها هم از این بابت از بهزیستی شاکی هستند اما کسی صدای ما را نمی شنود. در این مدت هم اصلا برای مسئولین مهم نیست که چه بر سر ما می آید. بخصوص بعضی از ماها که قبل از عمل هم هرمون مصرف می کنیم. مثلا من خودم قبل از عمل ۲ سال هرمون مصرف کردم. دوران سختیه، چون از یک طرف جسم شما تغییر می کنه اما از طرف دیگه بعلت تغییرات جسمی از طرف جامعه و خانواده تحت فشار بیشتر هستم.

مشکل دیگه اینه که عمل جراحی ما بطور کامل انجام نمی گیرد و هزینه اش هم داده نمی شود. خب اگر کسی پول داشته باشد، می تواند با هزینه شخصی برود و این عمل را انجام بدهد، اما کسانی که پول ندارند باید چکار کنند؟ هزینه این عمل در ایران حداقل ۲۰ میلیون تومان هست. من برای عمل تنها یک میلیون تومان از بهزیستی گرفتم که با این رقم نمی توانم عمل جراحی انجام بدهم. این کامل نبودن عمل ترنس ها در ایران یکی از بزرگترین مشکلات ترنس های ایرانی بعد از عمل هست.

در واقع بعد از عمل جراحی اول ما تازه تبدیل می شویم به دوجنسه. دوجنسه ای که خودمان با دست خودمان باعثـش شده ایم. این عمل باید کامل انجام بشود تا ما بتوانیم از نظر جسمی یک مرد یا یک زن کامل باشیم.

متاسفانه برخی از دوستان فکر می کنند که بعلت اینکه دولت به ما مجوز میدهد ما زندگی خیلی راحتی داریم، که این کاملا اشتباه هست و ما بعد از عمل با شکل تازه ای از مشکلات روبرو می شویم.

مشکل دیگر کار هست. اگر کارفرما متوجه بشود که ما ترنس هستیم مطمئنن به ما کار نمی دهند، مشکل ازدواج هست. با اینکه دولت به ما شناسنامه جدید می دهد، اما باز هم خیلی ها ما را قبول ندارندو باز هم به ما به چشم همان جنسیت قبلی نگاه می کنند. که این تاثیر خیلی منفی در روحیه ما می گذارد.

از دولت می خوام همانطور که ادعا می کنه ما رو قبول داره، عملا هم این را نشون بده و جلوی اون برادرهای بسیجی که در خیابان ها مزاحم ترنس ها میشوند، آنها را می گیرند به کوچه ها خلوت می برند…یا بی دلیل در بازداشتگاه نگه می دارند جلوی آنها را بگیرد. آنها به نامه ای که ما از بهزیستی جهت راه رفتن در خیابان می گیریم اهمیتی نمی دهند.

و من از مردم می خواهم که به این قضیه از روی عقاید غلط و باورهای سنتی نگاه نکنند. بله از روی علم و منطق نگاه کنند.

- با توجه به اینکه اکنون شما در خارج از ایران زندگی می کنید، برایمان بگویید که آیا در خارج از ایران هم برای شما بعنوان یک ترنس مشکلاتی وجود دارد یا نه؟

ببینید، ترنس ها در همه جای دنیا مشکلات خاص خودشان را دارند. در درجه اول ما مشکلمان با جسممان و بعد با محیط اطرافمان هست. اما در کشورهای دیگر ترنس ها از نظر اجتماعی جایگاه خیلی خوبی نسبت به ایران دارند. مثلا کشورهای اروپایی کاملا با این موضوع آشنا هستند و عکس العمل غیرعادی نسبت به این موضوع نشان نمی دهند زیرا که کاملا اطلاع رسانی شده و من مطمئنم که اگر در ایران هم اطلاع رسانی انجام بگیرد مردم ما هم برخورد عادی ای با این مسئله خواهند داشت و متوجه خواهند شد که ما انحراف جنسی نداریم.

در کشورهای دیگر یک ترنس حتی بعد از عمل هم خیلی راحت اعلام می کند که من ترنس هستم، اما در ایران یک ترنس بعد از عمل در واقع غیب می شود و میرود یک جای دور زندگی می کند که کسی او را نبیند! و نمی گوید که من ترنس هستم. خب البته اگر هم اعلام کند خطراتی آن را تهدید می کند و یک سری اذیت هایی می کنند که متاسفانه برای بعضی از دوستان خودم اتفاق افتاده که خیلی دردناک هست و همه این مشکلات هم ناشی از فرهنگ اجتماعی جامعه ما هست.

- بعنوان سوال آخر، بسیاری از مردم یک ترنس یا یک همجنسگرا را یک شخص مریض می دانند؟ برخورد شما با این تصور چیست؟

خب خیلی ها در دنیا هستند که فکر می کنند ترانسکسوال یک بیماری هست. در ایران هم همین را می گویند. در حالی که این یک پدیده طبیعی هست و بیماری نیست. منظور این افراد از بیماری، بیماری روانی هست و واقعا جای تاسف هست که تضاد بین جسم و روح را یک بیماری روانی حساب می کنند. این بنظر من یک مشکل طبیعی است که ساخته دست طبیعت هست.

خب قبلا همجنسگرایی را هم یک بیماری می دانستند، اما رفته رفته متوجه شدند که آن هم بیماری نیست. فکر می کنم به مرور زمان در مورد ترنس ها هم این را خواهند فهمید که این یک بیماری نیست. من شخصا فکر می کنم که این ظلمی هست که طبیعت در حق ما کرده.

من امیدوارم روزی برسد که ایرانیان در مورد این گونه مسائل بیشتر مطالعه کنند، تحقیق کنند و دلیل همه اینها را از نظر علمی بدانند، که همه ما بتوانیم در ایران زندگی خوبی را در کنار هم داشته باشیم.

حادثه...

 
تورو میبخشمت اما بدون مدیون من هستی
توکه چشماتو بی پروا به روی هق هقم بستی
برو دنیاتو پیدا کن تو از دنیای من دوری
بگو آروم خداحافظ نگو اما که مجبوری
تورو میبخشمت اما منو به گریه می سپاری
...تو سهم عشق من بودی ولی حالا تو حق داری
برو دل دل نکن دیگه نه شکی کن نه تردیدی
برو دنبال اون عشقی که توی خواب می دیدی
تورو میبخشمت اما بازم آروم نمیگیرم
میذارم این شکستن رو به پای بخت و تقدیرم
تورو میبخشمت امروز همین لحظه همین حالا
همینجا آخر قصه، همینجا آخر دنیا
برو دل دل نکن دیگه نه شکی کن نه تردیدی
برو دنبال اون عشقی که توی خواب می دیدی

بلاخره...

سلااااام بلاخره بعد چنوقت درگیری اومدم اپ کنم.. امیدوارم همگی ردیف باشین.. راستش یه هفته ای میشه که سر کار میرم.. تویه داروخانه مشغول به کارم.. خیلی خوبه انقدر سرم گرمه حداقل واسه چند ساعتم که شده مشکلاتمو فراموش میکنم.راستی تمرینامم از ۲تیر شروع میشه .. اونم خوبه چون باز سرم گرم میشه به فوتسالم...همین دیگه رفقا.. با اجازه.....یا علی......

دردی بزرگ...

 
دوباره احساس سردرگمی همیشگی

رخوتی از درون!

و حس کرختی که روحت را ملایم می خراشد
...
زخمی به وسعت تمام دردهایت

باز تو می مانی و هیچ و پوچ زندگیت

و اشکی که سیاهی خشک چشمانت را در آغوش گرفته

بغضی ناگزیر...

دردی بزرگ...

نگاهی سرد...

و دستانی مبتلا...

نمی دانی هستی یا که نه!

...!

شخصی خانه ای به کرایه گرفته بود . چوبهای سقف آن بسیار صدا می کرد .
صاحب خانه را خبر دادند تا مگر مرمتش کند . او پاسخ داد چوب های سقف ذکر خداوند می کنند . گفت .. نیک است . اما می ترسم این ذکر به سجود بیانجامد...

زندگی

زندگی کوتاهتر از آنست که با خصومت بگذرد.وقلب ها گرامی تر از آنند که بشکنند.فردا,طلوع خواهد کرد حتی اگر نباشیم.در بستر روزگار آنچه بدست می آید با خنده پایدار نمی ماند و انچه از دست میرود با گریه جبران نخواهد شود.
دکتر علی شریعتی

خداوندا.......

 

خداوندا
رهایم کن
اسارت را نمی خواهم
خداوندا
نگاهم کن
...من انسانم
من آن مخلوق یکتایم
من آن دردانه حقم
من آن اسطوره عقلم
خداوندا
من آن طفل در آغوشم
هیچ یادت هست؟
برایم قصه ها گفتی
از این انسان
از این دانای عرفانی
از این تندیس آزادی
خداوندا
تو دادی جان و روحم را
پر کاهی توانم ده
رهایی را بیاموزم

صبرکن.....

صبر کن سهراب !

قایقت جا دارد ؟

من از همهمه ی داغ زمین بیزارم ...

چی بگم ...شما بگین..

سلام .. الان که دارم مینویسم دلم میخواد نبودم دلم میخواد برم یه جایی گم و گور بشم.. همه میگن چرا نوشته هات چرا انقد غم داره..بابا شما چی میدونین از من...ای خدااا... من ناشکر نیستم اما همینطوری داره واسم میباره.. از نارفیقیه دوستام گرفته  تا صدتا چیزایه دیگه..........................واااااااااااااااااااااای دارم خفه میشم دلم میخواد بگم امروز چه قد تنم لرزید..چقد استرس داشتم..چه حرفایی شنیدم....واااای!!!!!!!!!!!!! دارم خفه میشم.. دیگه نمیدونم چی بگم فقط هنگ کردم..

نامه ی پسر به پدرش..

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب د...ید که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده. یک پاکت هم به روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترین پیش داوری های ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :

پدر عزیزم،
با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم. من مجبور بودم با دوست دختر جدیدم فرار کنم، چون می خواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو رو بگیرم. من احساسات واقعی رو با Stacy پیدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما می دونستم که تو اون رو نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینی هاش، خالکوبی هاش ، لباسهای تنگ موتور سواریش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره. اما فقط احساسات نیست، پدر. اون حامله است.

Stacy به من گفت ما می تونیم شاد و خوشبخت بشیم. اون یک تریلی توی جنگل داره و کُلی هیزم برای تمام زمستون. ما یک رؤیای مشترک داریم برای داشتن تعداد زیادی بچه. Stacy چشمان من رو به روی حقیقت باز کرد که ماریجوانا واقعاً به کسی صدمه نمی زنه. ما اون رو برای خودمون می کاریم، و برای تجارت با کمک آدمای دیگه ای که توی مزرعه هستن، برای تمام کوکائینها و اکستازیهایی که می خوایم. در ضمن، دعا می کنیم که علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لیاقتش رو داره. نگران نباش پدر، من ۱۵ سالمه، و می دونم چطور از خودم مراقبت کنم. یک روز، مطمئنم که برای دیدارتون بر می گردیم، اونوقت تو می تونی نوه های زیادت رو ببینی.
با عشق،
پسرت،
پاورقی : پدر، هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط می خواستم بهت یادآوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روی میزمه. دوسِت دارم! هروقت برای اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن

خدایا...

خدایا
تو را عاشق دیدم
و غریبانه عاشقت شدم
تو را بخشنده دیدم
...و گناهکار شدم
تو را وفادار دیدم
و هر جا که رفتم بازگشتم
تو را گرم دیدم
و در سردترین لحظات سراغت آمدم
...
تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی ؟؟؟؟؟

سخته..

گاهی با خودم فکر میکنم خیلی باید سخت باشه … اینکه آدم زندگی خودش رو تباه کنه و به چیزهایی که دوست داره نرسه و حتی نتونه خودش هم واسه خودش کاری کنه … و خودش رو بسپاره به جریان زندگی … اینکه مجبور باشی یه عمر یه ابله رو تحمل کنی به خاطر اشتباهاتی که مرتکب شدی … اینکه همیشه فکر و قلبت یه جای دیگه باشه … باید وحشتناک باشه … نمیدونم

اگر...

اگر مرا دوست داری به درگاه خدا دعا کن صبح از رختخواب برنخیزم.....

اختلال هويت، دنياي خاموش بيماران ترانسكشوال

جنورد - در اين گزارش سخن از انسان‌هايي است كه اغلب زندگي‌ شان با ناملايمت‌هاي زيادي در حال سپري شدن است. چنان‌كه در ضمير خود زمزمه مي‌كنند كه:


دوستانم در پي ساختن آينده خود هستند و هر يك با برنامه‌ريزي‌ در تلاشند كه به دنيايي كه از كودكي روياي آن را داشته‌اند رنگ بدهند، اما دنياي اين روزهاي من تاريك‌تر از قبل شده و در نگاه به آينده نور اميدي نمي‌بينم و از گذشته نيز تنها خاطره تلخ تمسخر ديگران و كناره‌گيري از مردم را در ذهن دارم.

و همه اين زمان‌هاي نامعلوم فقط يك علامت سوال را در ذهنم ايجاد كرده كه چرا با همان جنسيتي كه مي‌خواستم متولد نشدم. گرفتار آمدن در زندان تن؛ بيماري "ترانسكشوال""transexual در من و دوستاني كه دچار بحران هويتي هستيم و درمانده از اين كه چرا بايد خود را قبول نداشته باشيم و هم‌چنان به هيچ جوابي نمي‌رسيم غير از ماندن بر سر دوراهي كه من كدامينم؟

مسوول اورژانس اجتماعي سازمان بهزيستي خراسان شمالي در اين خصوص به ايسنا مي‌گويد: اختلال هويت جنسي به معناي عدم رضايت مستمر فرد از جنسيت خود و احساس تعلق به جنس مخالف است و فرد تمايل دارد خود را به صورت جنس مخالف تغيير دهد.

مهين حميدي مي‌افزايد: بيماري ترانسكشوال (TS) از اختلالات روانپزشكي است و يك بيماري تاييد شده است و با استناد به ماده واحده لايحه قانوني سازمان بهزيستي مصوبه سال ‌59 شوراي انقلاب و آيين‌نامه اجرايي مصوبه هيات وزيران در تاريخ ‌3/3/71 مسووليت افرادي كه در معرض آسيب‌هاي اجتماعي قرار دارند به بهزيستي واگذار شده است.

وي ادامه مي‌دهد: از سال ‌1379 كميته ساماندهي اختلال هويت در چهار بخش كميته حقوقي، ‌درمان و دارويي، ‌بخش آموزشي و پژوهش و اطلاع‌رساني تشكيل شده و از سال ‌85 نيز كمك هزينه درمان اين افراد از سوي دفتر امور آسيب‌ديدگان اجتماعي پرداخت مي‌شود.

وي مي گويد: كمترين هزينه درماني اين بيماري ‌50 تا ‌70 ميليون ريال است.

اين مسوول خاطرنشان مي‌كند: در اختلال هويت جنسي فرد از زماني كه خود را مي‌شناسد يعني از سن سه سالگي با مشكل مواجه مي‌شود و عوامل ژنتيكي و محيطي از علل بروز اين مشكل است.

وي مي‌افزايد: در اين زمينه به عنوان عوامل بيروني و محيطي، رفتارهاي غلط والدين با فرد مطرح است كه ظاهر كردن كودك در پوشش جنس مخالف مانند بلند كردن موي پسر و پوشاندن لباس دخترانه به پسر يا بالعكس از رفتارهاي اشتباه با كودك است.

وي ادامه مي‌دهد: جامعه‌اي كه از اين اختلال آگاهي ندارد برچسب انحراف به چنين افرادي مي‌زند و موجب كناره‌گيري آنها از جامعه مي‌شود و اين امر موجب مي‌شود كه فرد در رشد اجتماعي راهي نداشته باشد و منزوي و در حاشيه باقي بماند.

مسوول اورژانس اجتماعي سازمان بهزيستي خراسان شمالي مي‌گويد: ازدواج اين افراد ميسر است و از نظر روابط جنسي و زناشويي مشكلي ندارند اما بارداري‌شان ممكن نيست.

وي بيان مي‌كند: بيماران ترانسكشوال بعد از عمل جراحي در بيشتر موارد از سوي خانواده طرد مي‌شوند و جامعه نيز ديد مثبتي به آنها ندارد زيرا مساله اختلال هويت جنسي به عنوان يك بيماري از سوي مردم و جامعه ناشناخته مانده است.

حميدي مي‌گويد: اين افراد قبل از عمل به مدت شش ماه تا يكسال در پوشش جنس مخالفند تا خود را با وضعيت جديد تطبيق دهند.

وي ادامه مي‌دهد: از نظر شرعي نيز اين موضوع مشكلي ندارد و با فتواي امام (ره) در سال ‌67 مبني بر تطابق روح و جسم مجوز عمل صادر شده است.

وي مي گويد: در استان خراسان شمالي در اين رابطه فقط كار مشاوره به صورت رايگان انجام مي‌شود تا فرد از نظر روحي قبل از عمل جراحي آماده شود اما عمل در استان‌هاي ديگر مانند تهران و خراسان رضوي انجام مي‌شود.

كارشناس مسوول آسيبهاي اجتماعي سازمان بهزيستي خراسان شمالي نيز مي‌گويد: در بيشتر استانها تعداد بيماران ترانسكشوال كم است.

همايون غلامي خاطرنشان مي‌كند: هزينه درمان اين افراد به‌صورت كامل از طريق بهزيستي پرداخت مي‌شود و كمترين مبلغ اين هزينه حدود پنجاه ميليون ريال مي‌شود.

وي ادامه مي‌دهد: علاوه بر هزينه عمل، مباحث ديگري مانند نگرش خانواده، ‌تغييرات رواني و جامعه نيز وجود دارد بنابراين بايد با اين افراد مشاوره‌هاي خاصي صورت گيرد تا به صورت همه‌جانبه آماده شوند.

غلامي مي‌افزايد: متاسفانه آمار افسردگي در بيماران TS بالاست.

مديركل بهزيستي خراسان شمالي نيز در اين خصوص به ايسنا مي‌گويد: افرادي كه اختلال هويت جنسي دارند وقتي به سن خاصي مي‌رسند احساس مي‌كنند متعلق به جنس مخالفند و از نظر آناتومي جنسيت مخالف را دارند.


علي كاظم‌زاده مي‌افزايد: اين افراد با مراجعه به بهزيستي و معرفي خود تحت حمايت اين سازمان قرار گرفته و پس از تشخيص مشكل، از خدمات درماني به صورت رايگان بهره‌مند خواهند شد.


وي ادامه مي‌دهد: خوشبختانه تعداد بيماران ترانسكشوال در خراسان شمالي زياد نيست.

وي اظهار مي‌دارد: مراكز مشاوره در بهزيستي فعال است و افرادي كه احساس مي‌كنند اين مشكل را دارند مي‌توانند به مركز مراجعه و خود را معرفي كنند.

اين مسوول افرادي را كه به نوعي معلول حساب شوند يا ضايعه نخاعي دارند هم‌چنين بيماران رواني، زنان سرپرست خانوار، كودكان بي‌سرپرست و سالمندان را جزو جامعه هدف سازمان بهزيستي عنوان مي‌كند.


وي هم‌چنين خاطرنشان مي‌كند: اگر فردي بيماري خاصي داشته باشد بايد از طريق انجمن بيماري‌هاي خاص تشكيل پرونده دهد تا مورد حمايت قرار گيرد و از طريق بيمه خدمات درماني حمايت شود.

....

درسته خیلی وقتا گل نخوردیم / بعد تو ما یک دفعه هم نبردیم

دروازه بی تو، دیگه دروازه نیست / بی تو از «آبی»... دیگه آوازه نیست

این همه توپ و این همه ولوله / یه مَرده که: «محبوب هر چی دله»

واستا با این بازیا آسون نمیر / این آخرین پنالتیارم بگیر

هرچی ستاره بود تمومو بردن / شیرجه بزن! تا بازیو نبردن

این همه مردم کُری با تو خوندن / چشما به دستات، توی سرما موندن

این همه روزنامه و تیتر اول / با هر کی غیر «آبی»... عشقِ کل کل...

بازیو پس بگیر از این هوچیا / چشماتو واکن به تماشاچیا

اگه بری بدجوری گل می خوریم / توی همین نیمه یهو می بُریم

دروازه خالیه یه همتی کن / بیا و باز قبول زحمتی کن

واستا با این بازیا آسون نمیر / این آخرین پنالتیارم بگیر

...

به ناصر حجازی خان می گفتند... لقبی که برازنده مرد پاک فوتبال ایران بود و به واقع می توان گفت که دیگر نمی توان این لقب را برای هیچ کس دیگر در این فوتبال ناپاک برگزید.... بر همه دوست داران ناصر خان تسلیت می گم.. و یادتون باشه که اسطوره مردنی نیست و یادش همیشه زندست......................

تسلیت.....

دروازه‌بان اسطوره‌ای فوتبال کشورمان پس از تحمل بیماری ریوی صبح امروز دارفانی را وداع گفت .ناصر حجازی دروازه‌بان اسطوره‌ای فوتبال ایران و تیم استقلال ساعت 10:55 دقیقه صبح امروز دوشنبه به دلیل بیماری سرطان ریه در بیمارستان کسری تهران درگذشت.......................................